پت به سوی ایران

بله دیگه بالاخره ما به ایران رسیدیم. نکته‌ی مهم هم این است که زنده رسیدیم. اما چرا نکته‌ی مهم سفر ما ۲ نفر، زنده رسیدن ماست؟ فکرش را بکنید بیش از ۳۰ ساعت در راه باشید و تازه زنده هم برسید. این خودش یک پیروزی بزرگ است.

چند روزی هوا آفتابی بود و حسابی حس و حال بهار همه جا را فراگرفته بود. صبح روز حرکت خوش و خرم رفتم دانشگاه که آخرین کارهای قبل از رفتن را انجام بدهم که ناگهان ۲-۳ ساعت قبل از حرکت چنان برفی آمد که نگو و نپرس. تا ونکور زندگی نکرده باشی نمی‌فهمی تغییر هوای ناگهانی یعنی چه! من بدبخت با تی‌شرت رفته بودن دانشگاه! خوب مثل همیشه جاده‌ی منتهی به دانشگاه بند آمد و دوستی که قرار بود بیاید دنبال ما ۲ نفر زنگ زد که یک فکری بکنید! خوب ما فکر را کردیم و رفتیم خانه‌ی آن دوست عزیز که دیدیم هوا آفتاب شد و گرم. خوب به هر حال خوب و خوش رسیدیم به فرودگاه. از ونکور به لندن، لندن به دوحه، دوحه به تهران و از تهران به اصفهان.

با وجودی که پروازمان بی‌نهایت سخت بود ولی دست کم این تئوری را تایید کرد که ۲ تا اصفهانی وقتی پای پول میان باشد و بخواهند بین چند تا پرواز انتخاب بکنند حتی حاضرند که از جانشان هم بگذرند ولی بلیت ارزان‌تر را بخرند.



پاسخی بدهید

XHTML: از تگ های زیر استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong> <pre lang="" line="" escaped="">