به عنوان کسی که خیلی ساله داره برنامهنویسی میکنه و راه نون خوردنش هم از همین راه است، باید آدم خیلی متواضعی باشم.چون عیب و ایراد کار خودم را میدونم، بهتر و بدتر از خودم را هم دیدم. ولی متاسفانه کلهی پراز بادی دارم. البته نه این که فقط توی همین یک زمینه کلهام پر از باد باشه، کلا کلهام باد داره.
حدود یک سالی میشه که که دارم روی یک پروژهی شخصی کار میکنم که کاملا خارج از زمینهی تخصصیم است. این هاست هم که این وبلاگ روش نصب شده، در حقیقت برای همین پروژه اجاره شدهاست. آقا چشمتون روز بد نبینه؛ همین کله پر از باد من را همون روز اول فرستاد که هاست اجاره کن و … ولی کار مگه جلو میرفت! به قول معروف آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچ دست. دیگه گریهام در اومده بود که چند روز پیش افتادم به صرافت سوال پرسیدن و سراغ منبع گرفتن از بلدکارها*. سرتون را درد نیارم در عرض ۲ روز کار مداوم**، حدود ۲۰% کار جلو رفت. هسته برنامه خوب کار میکنه، باید روابط هسته و پوستهها را بنویسم. ولی نکتهی مهم این است که فعلا برای مدتی از میزان باد کلهیمان کاسته شده است.
* من کلمهی «بلدکار» در مقابل «خالیبند» را قبلا نشنیدهام، یعنی کپی رایتش مال خودمه و کلمهی معادل و رایجی هم براش بلد نیستم. اگر کسی بلده لطفا راهنمایی کنه.
** دو روز کار مداوم یعنی ۲ تا ۱۶ ساعت کار که ۱ روزش به خواندن و طراحی کار بر روی کاغذ گذشت و یک روز هم به کد زنی.