در این که من آدم بیسوادی در زمینهی ادبیات هستم، حرفی نیست. ولی امروز دیگه از بیسوادی خودم خیلی بد جور لجم گرفت. امروز در حین خواندن «شهریار» ترجمه داریوش آشوری (+ و +) متوجه شدم که تا به حال، معنای دقیق کلمهی «هنر» در زبان فارسی را نمیدانستم. داریوش آشوری در مقدمهای که بر مفهوم هنر در ابتدای کتاب شهریار نوشته، این طور بیان میکند:
«هنر» از ریشهی اوستایی hunara به معنای عظمت، استعداد و قابلیت است.* در زبان پهلوی hunara به معنای فضیلت (virtue)، توانایی (ability)، و مهارت (skill) است.**
هنر و به طبعش هنرمند در این معانی به کرات در شاهنامه و بسیاری دیگر از متون قدیمی ایران آمدهاند به عنوان مثال در شاهنامه آمدهاست که:
هنر باید و گوهر نامدار،
خرد یار و فرهنگش آموزگار.
چو این چار گوهر به جای آورد،
به مردی جهان زیر پای آورد.
یا
چنین گفت با او یل اسفندیار
که «تخمی که هرگز نروید مکار!
تو فردا بینی ز مردمان هنر،
چو من تاختن را ببندم کمر.»
و یا معروفتر از همه
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به کس****
و یا امام محمد غزالی*** در نصیحة الملوک مینویسد
نبینی که چون از شهری صفت کنند که آباد است و مردم آن شهر آسوده و راحت از پادشاه خویش بیرنج، بدان که از هنر ونیکو نیِّتیِ پادشاه است نه از رعیت
خلاصهی همهی این حرفها این که دلم خیلی سوخت که ای قدر در بحث زبان ضعیف هستم، باید فکری بکنم
* حاشیهی محمد معین بر برهان قاطع
** D. N. Mackenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford University Press, 1971
*** احتمالا در چند وقت آینده پستی خواهم نوشت در خصوص آرا و تفکرات امام محد غزالی و ربط آنها با شرایط امروز کشور، که احتمالا خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.
**** من این شعر را بلد نبودم. ممنون از سوفیا و کامنتش
سوفیا گفته است:
سپتامبر 15th, 2009 در 5:20 ب.ظبازدید سوفیا
سلام می دونید معنای این بیت زیبا(هنر نزد ایرانیان است وبس) که مجری های تلوزیون وکلا ایرانی ها هی با افتخار می گن چیه؟؟؟؟؟؟؟ جنگ اوری ومهارت وتوانایی نزد ایرانیان است وبس اینو میشه از بیتای قبل وبعدشم فهمید ترم اول تو دانشگاه وقتی استادمون اینو گفت خیلی تاسف خوردم مثل شما…………ه