Archive for آوریل, 2009



Published on آوریل 30, 2009

شنیدید که می‌گند اومد ابروی طرف را درست کنه، زد چشمش را کور کرد؟ حالا همین شده حسب‌الحال من. ایران که بودم، رفتم یک فیلتر UV خریدم. حالا چرا فیلتر UV خریدم، بماند بعدا می‌گم. ۳-۴ روز پیش پت و مت، استاد و خانمش و هابیل رفتند برنابی مانتین به ارتفاع نسبی منفی ۷۰-۸۰ متر نسبت به خونمون!!!.

گفنیم که هرچی باشه پول دادی و فیلتر خریدی، دستکم یکبار امتحانش کن. آقا ما این فیلتر را بستیم و کلی هم عکس گرفتیم و پز دادیم فیلتر UV فلانه و بیساره. ولی چشمتون روز بد نبینه، خونه که اومدم و با دقت نگاه کردم، دیدم ای دل غافل همه‌ی عکس‌ها که ماتند :( . بعله، فیلتر قصه‌ی ما حسابی کثیف بود، یعنی عملا لجن مال بود. فیلتر باز نشد. یکمی زور بیشتر، نه نمی‌شه اااااااا نه غیر ممکنه. علما در زمینه‌ی حل این مشکل می‌گویند که … نه یک لحظه صبر کنید، اگر اصفهانی هستید و قلبتون هم ضعیفه بی‌خیال خواندن ادامه‌ی این پست بشوید.

filter_lense  stuck filterبله عکس بالا دقیقا همون پیشنهاد علماست در این زمینه. البته ۳-۴ تا روش درمانی هست که اگر جواب نداد باید این عمل دردناک را روی لنز انجام داد. دیشب ۲ تا از اون ۳-۴ تا روش را امتحان کردم، اما هیچ کدوم تا حالا افاقه نکرده. امیدوارم که یک جوری بشه این فیلتر از سر لنز جدا کرد وگرنه …

حالا جدا از همه‌ی این‌ها یک چیز دیگر هم که دلم را بیشتر می‌سوزونه، اونم اینکه فردا من و پت و جعفر و هنگامه داریم می‌ریم اینجا

من هم نمی‌توانم با دوربین نازنینم عکس بگیرم. ای دنیای بی‌وفا

معمولا فیلتر UV دو کاربرد مهم دارد. اول گرفتن تابش UV خورشید و بهتر شدن رنگ آسمان و آن در روزهای آفتابی. و کاربرد فرعی هم این است که این  جور فیلترها به مراتب ارزان‌تر از لنز هستند و به صرفه‌تر است که فیلتر خراش و یا آسیب ببیند تا اینکه لنز. به هر حال این ناشیگری ما باعث شد که هم عکس‌هایمان خراب شوند و هم سلامت لنزمان به خطر بیفتد :(


پارکینگ طبقاتی

Published on آوریل 27, 2009

یک نگاهی به اینجا بیندازید. ایده‌ی بسیار نابی است. من که کفم برید! حالا یا من ندید بدیدام یا این که این ایده‌ی بسیار زیباییه. این جور که من فهمیدم یک چرخ و فلک باحاله برای ماشین‌ها.

smart-parking پارکینگ طبقاتی


ان الله یحب المتوکلین

Published on آوریل 25, 2009

کلیپ قبل از سخنرانی میرحسین موسوی در دانشگاه تهران

خدای به تو توکل می‌کنیم ؛ خودت گفتی که ان الله یحب المتوکلین. خودت کاری بکن که مردم ما از همه‌ی تجاربشان در این انتخابات استفاده کنند. خدایا ما ملتی خاص و بی‌همتا نیستیم، ما باهوش‌ترین و پرکارترین و با حال‌ترین بنده‌هات نیستیم، اما خودت خوب می‌دونی که بنده‌هایی میان مردم ما خلق کردی که آرزوشون خدمت به خلق توست، آرزوشون اعتلای مردم . خدایا خودت خوب می‌دونی که چقدر نیازمند رحم و رحمتت هستیم.


شنگول و منگول

Published on

حقیقت تلخه ولی گریزی از آن نیست. وقتی درست و حسابی به ملتمون را نگاه می‌کنم می‌بینم ملت زاقارتی هستیم که ادعامون گوش عالم را کر کرده که هیچ، خودمون هم کر شدیم تازه خناق هم گرفتیم از بس داد و بیداد کردیم. آقا یک بنده خدایی هست که بد جور توهم روشنفکری و دانایی تمام وجودش را فرا گرفته. و تازه آدم‌های زیادی هم قبولش دارند. کلی کتاب و مقاله نوشته و می‌نویسه، توی بالاترین برای خودش اعتباری داره، وبلاگی داره و کلا اوووووووووووووووووووووَه.

این آقایی که ذکر خیرش بود، یک ادعای دیگه هم داره تو مایه‌ی «بسی رنج بردم در این سال سی …» جناب فردوسی و افتخار می‌کنه به خودش که به به! چقدر من زبان فارسی کمک کردم که از کلمات خارجی و عربی پاک بشه، به به.

حالا از این حرف‌ها بگذریم. حالا چی شده که من این‌طور آمپر چسبوندم؟ یک ایمیل بود که توی ۳-۴ ماه اخیر مدام برای من می‌آمد و بعد از کلی چارواداری به ملت عرب، می‌آمد و یکسری کلمه ردیف می‌کرد که آره این را اعراب وارد زبان فارسی کردند که ما را تحقیر کنند و فلان کنند. من که هیچی، حتی یاهو هم این جور ایمیل‌ها را اسپم تشخیص می‌دهد و تحویل نمی‌گیره

۲ تا از معروف‌ترین این کلمات را می‌توانید اینجا و اینجا و حتی در بالاترین هم بخوانید

آیا می دانید معنی غذا در زبان عربی چیست؟

چند وقت پیش دوستی در انارستان در خصوص ورود چند کلمه ی عربی که به زور اعراب بدوی اون زمان که ایران رو تسخیر کرده بودن و جهت تمسخر ایرانیان وارد زبان فارسی شده نوشته بود. یکی واژه ی «پارس کردن» بود که وقتی سگ واق واق می کرده مجبور می کردن که بگن: پارس می کرده (اشاره به پارس به جای فارس). یکی هم واژه ی غذا خوردن که در عربی یکی از معانی واژه ی «غذا» یعنی ادرار شتر.دوستان اگر شک دارید برید سراغ لغت نامه های فارسی و کلمه غذا را نگاه کنید . اگر هم تو اینترنت یک جستجوی کوچک کنید در مورد این موضوع به اطلاعات بسیار زیادی دست پیدا خواهید کرد.

آره، خودم می‌دونم تو هم می‎دونی، پس گفتن نداره که از این دست اراجیف زیاد توی اینترنت پیدا می‌شه. ولی وقتی توی نوشته‌‌ی یک آدم حسابی می‌بینی دلت می‌لرزه شک می‌کنی می‌ری نگاه می‌کنی ببینی چیه قضیه؟ دیکشنری نگاه می‌کنیی می‌بینی که غذا توی عربی همان خوراک و طعام است و هیچ ربطی هم به شاش شتر نداره. پارس و bark هم که ریشه هند و اروپایی یکسانی دارند و …. بازم می‎گی فلانی کارش درسته، حرف بدون مطالعه نمی‌زنه، می‌روی و می‌پرسی قضیه چه؟!؟ یک نگاه عاقل اندر سفیه بهت می‌کنه و می گه

تو که اهل اینترنت و مطالعه‌ای، چطور تا حالا نشنیدی؟

و لینک بالاترین را برایت می‌فرستد، لینکی به پست اول یک وبلاگی که کلا یک پست داره!

حالا فهم روشن فکر شاکی از مملکت و حکومت که در حد شنگول و منگول باشه، بقیه ما باید چیکار کنبم؟؟

*پس نوشت: دوست بزرگواری کامنتی داده‌اند و من هم پاسخی. آن دو را هم بخوانید بدک نیستند

**پس نوشت: از دوست عربی که دارم در مورد معنانی «غذا» پرسیدم، در مورد معنای مورد بحث ایده‌ای نداشت. وقتی گفتم در دیکشنری هست، خیلی تعجب کرد.


میرحسین موسوی

Published on آوریل 23, 2009

نمی‌دونم دارم خر می‌شوم یا چیز دیگریست. ولی بد جور دارم به این آقای موسوی دلبسته می‌شوم. داره ابهت خاصی توی ذهنم پیدا می‌که. فقط امیدوارم که توی تبلیغاتش، شرایط جامعه‌ی ایران را درست در نظر بگیرد و درست تبلیغ کنه.

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی


آهای دزد

Published on آوریل 22, 2009

این عکس و متن را از وبلاگ قبلی خودم دزدیدم. بعضی عکس ها و پست‌هاش را خیلی دوست داشتم و دارم 8-) . فکر کنم تک و توک بعضی‎ از آن پست‌ها را دوباره این‌جا پست کنم. به هر حال ببخشید اگر تکراریند و حوصله سربر. چیکار کنیم دیگه چهار دیواری، اختیاری :mrgreen:

روزهای اولی بود که آمده بودیم ونکور. اون موقع از سال شهر بسیار بسیار زیباست ما هم مدام می رفتیم گوشه کنار شهر. اینجا هم پارکی به نام Kitzilano beach هست که پت و مت برای اولین بار و تا این لحظه برای آخرین بار یک فقره دزدی دیدیم  از گلوش پایین نره:wink: ، از جلو یک طفل خردسال این را دزدید:mrgreen


زندگی آپارتمانی

Published on

ظاهرا این روحیه آپارتمان نشینی در کلاغ‌ها هم وجود دارد. اون هم در مناطق دور از شهر و شلوغی.

apartment_kalagh_11 زندگی آپارتمانی کلاغ

و نمایی نزدیک‌تر

apartment_kalagh_21 زندگی آپارتمانی کلاغ

مکان: روستای هرچگان از توابع شهرکرد.
زمان:  ۲۷ اسفند ۱۳۸۵


آسمون همه‌جا همین رنگه

Published on آوریل 20, 2009

یک لنگه کفش توسط یک خبرنگار عراقی ناراضی به سمت بوش پرتاب شد و نفرت جهانیان را به دولت آمریکا نشان داد.

یک گوجه هم توسط یک نژادپرست صهیونیست به سمت احمدی‌نژاد پرتاب شد، و مظلومیت ایرانیان را به جهانیان نشان  داد.

دو جمله بالا را به نرم‌افزار تقلب‌یاب بدیم چی می‌گه؟ آره داداش، آسمان همه‌جا همین رنگه. آبی و قرمزش فرقی نمی‌کنه، یک رنگ بودنش مهمه ;)

ahmadinejad_tomato_2 پرتاب کفش به بوش و پرتاب گوجه به احمدی‌نژاد احمدی نژاد

bush_shoe_11 پرتاب کفش به بوش و پرتاب گوجه به احمدی‌نژاد احمدی نژاد


تز می‎نویسیم

Published on آوریل 19, 2009

بله دیگه، بالاخره فصل آخر زندگی من هم در دانشگاه مکرمه SFU شروع شد. قرار شد که برای اوایل آگوست دفاع کنم. فعلا برای شروع کار، فایل‌های قالب تز SFU را برای Latex دانلود کردم و چند دقیقه قبل هم برای اولین بار کامپالشون کردم.

راستی، همین ۴-۵ سال پیش بود که به برکت استاد راهنمای سابقم و دوست نازنینم آرش، Latex را یاد گرفتم. هر چی فکر می‌کنم می‌بینم، اگر Latex و یا اون ۲ عزیز نبودند، من شلخته‌یٍ حشل پشول هیچ جوری از پس نوشتن تز با اون همه ادا و اصول برنمی‌آمدم. واقعا دستشون درد نکنه.


دیدنی‌ها

Published on

کلا نمی‌دونم چه مرگم شده، کلا زدم توی خط نوستالژی و …