Archive for آوریل, 2009



ویرایش پوسته

Published on آوریل 18, 2009

دوست دارم که یاد بگیرم پوسته وبلاگم را خودم ویرایش کنم. علاوه بر این که دلم می‌خواهد که کمی اعمال سلیقه کنم، یک مشکل هم با نمایش مطالب بر اساس دسته (category) دارم. مثلا موقعی که می‌خواهم مطالب دسته «عکس» را نگاه کنم، عکس هیچ کدام از پست‌ها نمایش داده نمی‌شود در صورتی که تمام پست‌ها دارای عکس هستند.


پت و مت

Published on

pat_o_mat من پت هستم پت مت iampat

گل بود و سبزه بود و سرود پرنده بود
در آفتاب، گرمی شادی دهنده بود
بر آب و خاک، باد بهشتی وزنده بود …..

پس نوشت ۱ : این عکس پت و مت قصه‌ی ماست که توی یک روز آفتابی رفته بودند کوه تا با دوربین تازشون بازی کنند.
پس نوشت ۲ : شعر از گلچین گیلانی


جاودانه‌ها

Published on آوریل 17, 2009

جاودانه‌ها

جاودانه‌ها

احتمالا با مجموعه معروف جاودانه‌ها آشنایی دارید. کاری بسیار ارزشمند و جالبی است. من و مهتاب و استاد رسول و همسرش فهامه، خیلی وقت‌ها در شب نشینی‌هایی که داریم، اشعاری از این مجوعه را انتخاب می‌کنیم، می‌خوانیم و می‌نوازیم ( البته ناگفته نباشد که من نواختن بلد نیستم، و از حنجره‌ی من هم بهترین صدایی که می‌ده صدای در قابلمست). ولی خوب به مقتضیات وضعیت داخلی کشور امکان این که یک سی‌دی صوتی در کنار این اثر منتشر بشود نبوده‌است و خیلی هم بعید می‌دانم که به این زودی‌ها هم مقدور بشود. روی همین حساب به فکر افتادم شروع به جمع‌آوری این آثار بکنم. البته واضح و مبرهن است که من در این ولایت کفر دستم از خیلی جهات کوتاه، و برای همین باید کمی کاستی این کار را بر من خواهید بخشید و صد البته منتظر شنیدن صدای ما هم در این میان باشید


آن عاشقان شرزه

Published on

آن عاشقانٍ شرزه، که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
فریادشان تموج شط حیات بود
چون آذرخش در سخنٍ خویش زیستند.

می‌گفتی، ای عزیز!:«سترون شده‌ست خاک.»
اینک ببین برابر چشم تو چیستند:
هر صبح و شب به غارت توفان روند و باز،
باز آخرین شقایق این باغ نیستند.

شعر از : محمدرضا شفیعی کدکنی


آقا بزی

Published on

بز سیگار جاده چالوس

آقا بزی یادته چقدر بهت سر می‌زدیم؟ بازم خوبه اون دفعه‌ی آخر که بهت سر زدیم، من این عکس یادگاری را ازت گرفتم وگرنه توی این شلوغی زندگی کاملا فراموشت کرده بودم.


«می‌روم» «می‌آیم»

Published on آوریل 13, 2009

از جمله مشکلات مهاجرت این است که در موقع مسافرت‌ها هیچ وقت نمی‌دانی که چه باید بگویی. بگویی «می‌روم» و یا بگویی که «می‌آیم».
آره داداش، مساله این است


مساله این است

Published on آوریل 3, 2009

زندگی در ایران و یا اینترنت؟ مساله این است!

اصلا هم بد عادت نشدم!!! ۲ سال پیش که ایران را ترک کردم، سرعت اینترنت خیلی خوب نبود ولی دستکم می‌شد ایمیل چک کرد. ولی حالا حتی این کار را هم نمی‌شود کرد. من فقط دستم به اون وزیر مخابرات ابلهی برسه که میاد توی تلویزیون پز می‌ده که ما توی این دولت به اندازه فلان برابر دولت قبلی خط تلفن و کوفت و زهرمار دادیم. آقا معلوم نیست تکنولوژی چند قرن پیش را از کدوم قوطی عطاری پیدا کرده که امکان ADSL که نداره هیچ سرعت Dial up هم این طور خراب شده.

خدایا مملکت ما را از شر نابخردان و خشکسالی نجات بده، آزادی بیان پیشکش