Archive for ژوئن, 2009



آقای حداد عادل

Published on ژوئن 17, 2009

اول از همه خدا را شکر که این صدا و سیمای محترم بالاخره فهمید که ظاهرا یک کمی خس و خاشاک توی کشور هستند که کمی به نتایج انتخابات اعتراض دارند! و خدا را شکر که در یک لحظه احساس کردند، شبکه یک و شبکه دو باید هم زمان در مورد نتایج انتخابات و اعتراضات پشتش کمی حرف بزنند.

اما آقای حداد عادلی که داری در شبکه دو حرف می‌زنی، ما ز یاران چشم یاری داشتیم. تو روزی روزگاری مایه‌ی فخر فرهنگ این کشور بودی.

دلم کباب شد وقتی این‌طور بچه‌گانه  داشتی در  داری در مورد BBC حرف می‌زدی، تو که داشتی از کودتای ۲۸ مرداد حرف می‌زدی من یاد انقلاب ۵۷ افتادم که اگر BBC نبود، معلوم نبود که چه طور مردم از پیام‌های امام خبر دار می‌شدند؟

داشتی از خبر رسانی BBC شکایت می‌کردی، گفتم من از کی شکایت کنم وقتی دوستان تو تمام راهای خبری به قول خودت ۱۲-۱۳ میلیون آدم را توی ایران مسدود کرده‌اند، اما اون جایی که گفتی

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند              ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

با خودم گفتم یا حضرت حافظ آشنا کیه؟ بیگانه کیه؟ بخدا این روزها، نمی‌دونم کی آشناست و کی بیگانه. کسی که من را تا حالا بزغاله می‌نامید و از دیروز خس و خاشاک می‌نامد مطمئنا آشنای من نیست …


خشونت

Published on ژوئن 16, 2009

احمدی نژاد متقلب، خس و خاشاک، خشونت بس است


خس و خاشاک

Published on ژوئن 15, 2009
آن خس و خاشاک تویی پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم               عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی          هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم                مالک این خاک منم

دستان سبز ما

Published on

datane_ma

امیدوارم هنوز عقلایی در بدنه‌ی نظام وجود داشته باشند و نگذارند دست نظام نظام به خون مردم شود.  یک تصمیم صحیح در قلب حکومت می‌تواند  تمام مشکلات این روزها را حل کند. این یک فرصت بسیار ناب است، دولتی می‌تواند به روی کار بیاید که حمایت همه ایرانی‌های داخل و خارج را همراه خود دارد. هر ایرانی مهاجر یک سفیر در آمریکا، کانادا، اروپا، و یا در آسیا.


اعتراض در ونکور

Published on

پس نوشت: چون از خود نوشته مهم‌تره اینجا می‌نویسم، کپک‌ها کار خودشون را کردند، شبکه CTV که برای پوشش این قضیه آمده بود، به جای پرداختن به مسائل اخیر، به دگیری دو گروه خیابانی ایرانی‌ها!! پرداخت. خاک بسرتون ای کپک‌های خائن

خود نوشته:

امروز در ونکور دور هم جمع شدیم، تا نگرانی خودمان را از آنچه در ایران در حال وقوع است به گوش مردم ونکور و رسانه‌های اینجا برسانیم.

حالا از ابتدای برنامه یک سری کپک که از ۳۰ سال پیش با مغزهای کاملا آکبند باقی مانده‌ بودند، موی دماغ ما شدند. این آدم‌ها من را یاد فاخته می‌اندازند، خودشان توانایی راه اندازی هیچ برنامه‌ای را ندارند، حرفی جدیدی هم برای زدن ندارند، ولی همیشه برنامه‌های بقیه را خراب می‌کنند. خلاصه با کمک RCMP مشکلمان را با این کپک‌ها حل کردیم و توانستیم در برنامه‌ای بسیار زیبا و البته در محدوده‌ی قوانین جمهوری اسلامی ایران و کانادا، اعتراضات خودمان را بیان کنیم.

و اما این هم چند تا عکس از کپک‌های امروز

kapak1

این کپکی که ملاحضه می‌کنید، هر چند که در نگاه اول به نظر می‌رسه هم پیمان جناب چگوارا هست، ولی در باطن هم فکر و هم سنگر جناب احمدی‌نژاد تشریف دارند. این آقا می‌گفت:

که دنیا امروز تازه فهمیده که تنها راه نجاتش پیوستن به آرمان‌های کمونیزم است و اعتقاد داشت که با همین مقوا جهان را تغییر خواهد داد.

خدایش شکل احمدی‌نژاد حرف نمی‌زنه؟

اما یک کپک دیگه امروز بود که زیاد مایه خنده نبود، بلکه به صورت یک مادر فولاد زره خطرناک ظاهر شده بود. این بانوی کپکی، تا پرچم ایران با آرم الله می‌دید، عینهو جن که بسم‌الله شنیده باشه، آتیش می‌گرفت و حمله می‌کرد، و ماشالله در ادبیات محشری هم داشت. اگه گفتید الان داره چی می‌گه؟ ( راهنمایی با F شروع می‌شه و با K هم تموم می‌شه و به نفع‌تونه که حدستون را آهسته توی دلتون بگید). آخرش هم این دختر پرانرژی را آسیب زد و یک پرچم ایران را دزدید.

kapak2


روز زن و روز مادر مبارک!

Published on ژوئن 13, 2009

وسط این جنگ و دعواها اصلا کسی حواسش بود که امروز روز مادر و روز زن بود؟

مامان جونم روزت مبارک، ببخشید که یادم رفت به موقع تبریک بگم، ااااااااااااااااااااااااا مت بانو شما حسادت نفرمایید، روز شما هم مبارک بادا! D:


خاموش

Published on ژوئن 11, 2009

رادیو کالج پارک خاموش شد!


رای ملت

Published on


همراه شو عزیز

Published on

ویدئو از وبلاگ فروغ

امیدوارم که این پست آخرین پست انتخاباتی من باشد، خیلی خیلی خسته شده‌‎ام و کلی هم کار عقب افتاده دارم که باید همین چند روز جمع و جورشون کنم. خدا به خیر بگذرونه!


عرعر

Published on ژوئن 5, 2009

در آینده هر زمانی که به یاد این روزها بیفتم با خودم خواهم گفت که

آدم اگر بخواهد با الاغ دهن به دهن شود باید عرعر کند!+

موسوی عزیر حتی اگر انتخاب هم نشدی، باز هم مدیونتم، عاشقتم چون این را از منش تو یاد گرفتم. ولی خدایش از تو نمی‌گذرم اگر انتخاب شدی و به ریش همه‌ی ما خندیدی ;-)