از خیلی سال پیش شکار فیل در آفریقا یک تجارت بسیار پرسود محسوب میشد. شکار فیل در آفریقا به حدی زیاد بود که کم کم کار داشت به انقراض نسل فیلهای آفریقایی میکشید. برای همین کشورهای آفریقایی به تکاپو افتادند و در اولین گام شکار فیل را ممنوع اعلام کردند. این ممنوع سازی، قیمت عاج و دیگر محصولات حاصل از فیل را به شدت در بازارها بالا برد و این تجارت را باز هم پرسودترکرد.
بعد از اتخاذ سیاست ممنوع سازی شکار، سود بالای این تجارت برای قبایل محلی و فقیر آفریقایی دیگر قابل چشمپوشی نبود و کار را به جایی رسانید که اگر دولتهای آفریقایی میخواستند از فیلها حمایت کنند باید عملا با ارتش جلوی مردمشان میایستادند. نهادهای حمایت از حقوق حیوانات و کشورهای ثروتمند هم به اشتباه با دادن مشوقهایی، کشورهایی آفریقایی را به تقابل با قبایل شکارچی تشویق میکردند. از آنجایی که اکثر کشورهایی آفریقایی از لحاظ سیاسی به شدت بیثبات هستند و این گونه تقابلها هم به عدم ثبات آنها دامن میزد، عملا کشورهای آفریقایی نسبت به جفظ نسل فیلهای آفریقایی بیتفاوت شدند.
از لحاظ نظریهی بازیها، این شرایط با یک بازی باخت-باخت قابل توصیف است، که هیچ کس علاقهای به انجام و ادامهی آن ندارد. به عنوان یک طراح بازی، زمانی طرفین یک بازی به طیب خاطر وارد بازی میشوند که بازی، یک بازی برد-برد باشد. حالا اگر شما میخواستید یک بازی مطلوب برد-برد برای این شرایط طرح کنید چه میکردید؟ یک جواب مطلوب برای سوال بالا را دولت زیمبابوه عملی کرد.
دولت زیمبابوه برداشت و فیلهای کشورش را ملی اعلام کرد و به هر قبیله تعدادی فیل داد که از این به بعد از اموال افراد آن قبیله محسوب میشدند و دولت دیگر نسبت به آنها ادعایی نداشت. از لحظه ملیسازی فیلها به بعد، هر فیل دیگر صاحبانی داشت که آن فیل جزیی از ثروت آنان محسوب میشد. بنابراین قبایل از فیلهایشان به شدت مراقبت میکرند و شکارچیان بیرحم فیلها به گلهداران دلسوز فیلها تبدیل شدند و به جای قتلعام گلههای فیل به فکر بزرگتر کرد گلههایشان بودند. …
اگر دقت کنید میبینید که چه قبل و چه بعد از ملیسازی فیلها، مردم قبایل فقط به ثروتمندتر شدن فکر میکردند و این استراتژی زیرکانهی حکومت است که نقاب خونریزی و یا دلسوزی را بر چهرهی مردمان میگذارد و نه درس اخلاق.
این داستان که در بخش دوم این کتاب هم به آن اشاره شدهاست، مثال سادهای است از مواردی که یک دولت و یا حکومت هر مقدار هم که غیر دمکراتیک و دیکتاتور باشد، میتواند با دنبال کردن یک سری استراتژیهای ساده، به جای تقابل و رقابت با مردمش، با آنها همسو و شریک شود.