ساز
توی چند وقت گذشته، به شکلهای مختلفی با سازهای جدیدی برخورد کردم. علاوه بر چند ساز جدیدی که اخیرا استاد شجریان معرفی کردند ++ و گفتگوهای پر حاشیهشان، در چند فرصت دیگر هم توانستم سازهای نو و جالبی را ببینم. (البته از دید من کم سواد و ندیدبدید)
آخر هفتهای که گذشت، من ، مت، هابیل، پریسا و پدر پریسا به یک مراسم مربوط به هندوها رفتیم. حالا احتمالا حدس میزنید که میخواهم در مورد یک ساز هندی حرف بزنم ولی شرمنده، هرچند که این مراسم مربوط به هندوها و هندیها بود ولی کلی ملت دیگر به احترام خدای هندوها هم آمده بودند و میرقصیدند و مینواختند. سازی را هم که در این عکس میبینید، یکی از سازهایی بود که در این مراسم نواخته شد.

در نگاه اول، به نظرم آمد که این ساز یک ورژن ساده شده از سازهای متداول زهی مثل گیتار و یا تار و سهتار است ولی وقتی با دقت نگاه کردم متوجه یک تفاوت بسیار اساسی شدم. شما هم نگاه کنید

در سازهایی مانند سهتار و یا گیتار، نوازنده با جا به جا کردن یک دست بر روی دستهی ساز طول سیم را تغییر میدهد و به این ترتیب فرکانس ارتعاش آن را عوض میکند. اگر بخواهم دقیقتر بگم فرکانس ارتعاش یک سیم کشیده شده از رابطهای شبیه رابطه زیر بدست میآید. که T میزان کشش سیم، میو جرم واحد طول سیم و L طول سیم است.

در تمامی سازهایی که من قبلا میشناختم، نوازندگان اصولا با تغییر T ساز را کوک میکنند و در حین نواختن برای تعیین نتها فقط طول سیم (L) را تغییر میدهند. ولی در این ساز به دو طریق میشد مکان نتها را معین کرد. یا با روش سنتی تغییر طول سیم و یا با تغییر فشار دست بر روی دستهی ساز (فکر کنم این دسته همان خرپای دوستان مکانیکیمان است) که نهایتا کشش سیم را عوض میکرد.
حالا با تمامی این اوصاف، صدای ساز اصلا صدای جالبی نبود، شاید زمانی یکی که از ساختن ساز سر در میاره، بتواند این ساز ساده را پیشرفت بده و مثلا یک کاسهی صدای مناسبتر برای آن طراحی بکند
