Archive for the 'سفر' Category



چه خبر؟

Published on جولای 13, 2010

اول، بابا برگشت ایران و جاش توی خانه خیلی خالیه!

دوم، اسباب کشی کردم. وسط شهر به من نمی‌ساخت، تحمل سر و صدا و شلوغی وسط شهر را اصلا نداشتم. خلاصه دوباره برگشتم وسط جنگل.

سوم، مامان حوصله‌اش از پت و مت سر رفت و گذاشت رفت آمریکا. جاش توی خانه خیلی خالیه!

چهارم، هر ۲ تا استادم دوباره دودر کردند و رفتند مسافرت و خدا می‌دونه کی بر می‌گردند. حالا من بدبخت هستم و پروژه‌ای که نمی‌دانم به کدام سمت قرار است برود.

پنجم این آخر هفته سطح پتانه‌ی خونم به شدت بالا رفته بود. از طرف دیگر با مت بانو، جعفر و سارا رفتیم کایاک سواری. خوب حدس زدنش کار سختی نیست که من چه خراب کاری‌ای کردم. اول، من و مت بانو توی یک کایاک دو نفره بودیم. از لحظه‌ای که وارد آب شدیم مت بانو سعی می‌کرد گربه را دم حجله بکشد و به نحوی من را متقاعد کنه که افتادن توی آب پر از عروس دریایی تجربه‌ی زیاد جالبی نیست. اما اتفاقی که نباید می‌‎افتاد افتاد :D  ولی سرنشین‌های یک قایق تفریحی نجات‌مان دادند و خوشبختانه توی ۸-۷ دقیقه شنای اجباری، هیچکدام از عروس‌های دریایی هوس نکردند ما را نیش بزند. فکر کردید داستان خرابکاری‌های من تمام شد؟ نخیر! مت بانوی غضبناک تصمیم گرفت راهش را از من جدا کنه و ما با ۲ تا کایاک تک‌نفره سفر را از اول شروع کردیم و من باز هم چپ کردم!  اما شما به نیمه‌ی پر لیوان نگاه کنید. مسئول کرایه‌ی ‌قایق‌ها می‌گفت: هر ماه شاید فقط یک نفر چپ کند، روی این حساب من به تنهایی توانستم برای ۲-۳ ماه خطر را از سر کایاک‌سواران کم تجربه دور کنم!

ششم، موبایل‌های پت و مت در مقابل آب نمک مقاوم نبودند و سوختند، برای ۴۸ ساعت ما سکوت رادیویی را تجربه کردیم.

هفتم، چند تا رستوران می‌شناسم که خوراک هشت‌پای خیلی خوب و ارزانی دارند! منتظر پایه‌ام تا برویم و به روح و جسم‌مان یک صفای حسابی بدهیم.

هشتم، سر پیری و معرکه‌گیری! حالا این یکی محرمانه است و نمی‌توانم بیشتر بنویسم ولی یک کاری خبرهایی است که صداش ۲۹ ام آبان همین امسال در می‌آید ;)


من برگشتم

Published on دسامبر 8, 2009

من برگشتم. همین دیگه، برگشتم :)


رنگ در رنگ

Published on نوامبر 30, 2009

rang_dar_rang رنگ در رنگ

عکاس خودم؛ شب والنتاین و تولد مت بانو
مکان: پیتزا فروشی!

پس نوشت: یک پسر اصفهانی در موقع انتخاب همسر به این نکته دقت می‌کند که روز تولد همسر آینده‌اش یکی از مناسبت‌هایی مثل والنتاین، روز زن، هالوین و یا یکی از عیدهای واجب‌الهدیه‌ی دیگر باشد، تا بدین ترتیب بتواند در خرید یک هدیه در سال صرفه‌جویی کند :D


پست مدرن

Published on نوامبر 29, 2009

post_modern

به مشک آب این حاجی دقت کنید ;)

عکاس مت؛ ۱۸ می ۲۰۰۹
مکان: شهر ویکتوریا


برخیز و مخور غم جهان گذران!

Published on نوامبر 28, 2009

gham_nakhor برخیز و مخور غم جهان گذران

عکاس خودم؛ ۵ سپتامبر ۲۰۰۹
مکان: شهر Banff

پس‌نوشت: داشتم در گوگل به دنبال عنوان این پست می‌گشتم تا به بینم کجاها به کار رفته‌است که با این پست از شایان مشاطیان برخورد کردم. پست‌های این آدم را از دست ندهید. پشت هر کدام یک دنیا معنی است.