اعتراض در ونکور
پس نوشت: چون از خود نوشته مهمتره اینجا مینویسم، کپکها کار خودشون را کردند، شبکه CTV که برای پوشش این قضیه آمده بود، به جای پرداختن به مسائل اخیر، به دگیری دو گروه خیابانی ایرانیها!! پرداخت. خاک بسرتون ای کپکهای خائن
خود نوشته:
امروز در ونکور دور هم جمع شدیم، تا نگرانی خودمان را از آنچه در ایران در حال وقوع است به گوش مردم ونکور و رسانههای اینجا برسانیم.
حالا از ابتدای برنامه یک سری کپک که از ۳۰ سال پیش با مغزهای کاملا آکبند باقی مانده بودند، موی دماغ ما شدند. این آدمها من را یاد فاخته میاندازند، خودشان توانایی راه اندازی هیچ برنامهای را ندارند، حرفی جدیدی هم برای زدن ندارند، ولی همیشه برنامههای بقیه را خراب میکنند. خلاصه با کمک RCMP مشکلمان را با این کپکها حل کردیم و توانستیم در برنامهای بسیار زیبا و البته در محدودهی قوانین جمهوری اسلامی ایران و کانادا، اعتراضات خودمان را بیان کنیم.
و اما این هم چند تا عکس از کپکهای امروز

این کپکی که ملاحضه میکنید، هر چند که در نگاه اول به نظر میرسه هم پیمان جناب چگوارا هست، ولی در باطن هم فکر و هم سنگر جناب احمدینژاد تشریف دارند. این آقا میگفت:
که دنیا امروز تازه فهمیده که تنها راه نجاتش پیوستن به آرمانهای کمونیزم است و اعتقاد داشت که با همین مقوا جهان را تغییر خواهد داد.
خدایش شکل احمدینژاد حرف نمیزنه؟
اما یک کپک دیگه امروز بود که زیاد مایه خنده نبود، بلکه به صورت یک مادر فولاد زره خطرناک ظاهر شده بود. این بانوی کپکی، تا پرچم ایران با آرم الله میدید، عینهو جن که بسمالله شنیده باشه، آتیش میگرفت و حمله میکرد، و ماشالله در ادبیات محشری هم داشت. اگه گفتید الان داره چی میگه؟ ( راهنمایی با F شروع میشه و با K هم تموم میشه و به نفعتونه که حدستون را آهسته توی دلتون بگید). آخرش هم این دختر پرانرژی را آسیب زد و یک پرچم ایران را دزدید.






