Archive for the 'من پت هستم (در بلاگفا)' Category



آقا رضا خدا رحمتت کنه

Published on نوامبر 25, 2009

من نمی‌دانم،
که چرا می‌گویند: اسب حیوان نجیبی است،
کبوتر زیباست،
و چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.

چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید،

واژه را باید شست.

واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد

چتر ها را باید بست،

زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.

دوست را، زیر باران باید جست.

زیر باران باید با زن خوابید.

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت،

زندگی تر شدن پی‌درپی،

زندگی آب تنی کردن در حوضچه ((اکنون)) است.

رخت ها را بکنیم،

آب دریک قدمی است

روشنی را بچشیم.

شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.

گرمی لانه لک لک را ادارک کنیم.

روی قانون چمن پانگذاریم.

و نگوئیم که شب چیزی بدی است.

ونگوئیم که شب‌تاب ندارد خبر از بینش باغ.

دوست عزیزی داشتم، به نام رضا جوشن. چند سالی بزرگ‌تر از من بود و دانشجوی پزشکی. یک روزی موقعی که طرحش را می‌گذراند، کشته شد. خیلی دلم براش تنگ شده.
یادم است زمانی که خیلی متفاوت از امروز بودم، عملی از روی تعصب انجام دادم، و اون این شعر را برایم خواند “چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید”  خدا رحمتش کنه.

*لینک این پست در وبلاگ قدیمی‌ام


وعده‌ی شیطان

Published on آگوست 15, 2009

برو و با جمله‌ی لشکر سوار و پیاده‌ات بر آن‌ها احاطه کن و در اموال و اولاد هم با ایشان شریک شو و به وعده‌های دروغ آن‌ها را بفریب و مغرور ساز. آری وعده‌ی شیطان جز غرور و فریب نخواهد بود.

همانا تو را بر بندگان خاص من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدا آن‌ها را کافی است.

آیات ۶۴-۶۵ سوره اسرا


آهای دزد

Published on آوریل 22, 2009

این عکس و متن را از وبلاگ قبلی خودم دزدیدم. بعضی عکس ها و پست‌هاش را خیلی دوست داشتم و دارم 8-) . فکر کنم تک و توک بعضی‎ از آن پست‌ها را دوباره این‌جا پست کنم. به هر حال ببخشید اگر تکراریند و حوصله سربر. چیکار کنیم دیگه چهار دیواری، اختیاری :mrgreen:

روزهای اولی بود که آمده بودیم ونکور. اون موقع از سال شهر بسیار بسیار زیباست ما هم مدام می رفتیم گوشه کنار شهر. اینجا هم پارکی به نام Kitzilano beach هست که پت و مت برای اولین بار و تا این لحظه برای آخرین بار یک فقره دزدی دیدیم  از گلوش پایین نره:wink: ، از جلو یک طفل خردسال این را دزدید:mrgreen