<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>من پت هستم &#187; تز</title>
	<atom:link href="http://persian.iampat.net/category/thesis/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persian.iampat.net</link>
	<description>همراه شو عزیز</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Sep 2010 20:10:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>خداحافظ MCL</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/05/goodbye_mcl/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/05/goodbye_mcl/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 08:24:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[آکادمیا]]></category>
		<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[ivan bajic]]></category>
		<category><![CDATA[sfu]]></category>
		<category><![CDATA[slide]]></category>
		<category><![CDATA[thesis defence]]></category>
		<category><![CDATA[اس اف یو]]></category>
		<category><![CDATA[اسلاید]]></category>
		<category><![CDATA[دفاع تز]]></category>
		<category><![CDATA[ونکور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=811</guid>
		<description><![CDATA[یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم &#8230; + ساعت ۱:۱۱ بامداد است. امشب یکی از آخرین شب‌هایی است که من در این آزمایشگاه کار خواهم کرد. آخرین اسلایدهای جلسه‌ی دفاع را دارم درست می‌کنم. تمام شدن هر اسلاید یعنی یک قدم به سمت پایان کارم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: Tahoma;">یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم</p>
<p>هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم &#8230; <a href="http://www.balatar.in/2009/08/17/%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA/" target="_blank">+</a></p>
<p>ساعت ۱:۱۱ بامداد است. امشب یکی از آخرین شب‌هایی است که من در این <a href="http://www.ensc.sfu.ca/research/mcl" target="_blank">آزمایشگاه</a> کار خواهم کرد. آخرین اسلایدهای جلسه‌ی دفاع را دارم درست می‌کنم. تمام شدن هر اسلاید یعنی یک قدم به سمت پایان کارم در این آزمایشگاه پشت این میز و کامپیوتر و &#8230; . در طول این ۲ سالی که گذشت، <span><span style="font-family: Tahoma;">به قدری از کار کردن در این آزمایشگاه </span></span>با <a href="http://www.sfu.ca/~ibajic/" target="_blank">ایوان</a> لذت بردم که دلم نمی‌آید اسلایدها را سریع‌تر آماده کنم، یک جوری دلم می‌خواهد خداحافظی را به تعویق بیندازم &#8230; . ولی مثل این که چاره‌ای نیست. پس بگزار یک لیوان قهوه‌ی دیگر آماده کنم، صدای بلندگو را هم تا آخر بالا ببرم و برای بار چندم به <a href="http://www.balatar.in/2009/08/17/%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA/">این</a> آهنگ گوش کنم</p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">از بوسه های آتشین ، وز خنده های دل نشین</p>
<p>صد شعله در جانش زنم،صد فتنه در کارش کنم</p>
<p>در پیش چشمش ساغری گیرم ز دست دلبری</p>
<p>از رشک آزارش دهم ،از غصه بیمارش کنم</p>
<p>&#8230;</p>
<p></span></p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/05/goodbye_mcl/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اندر احوالات پت</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/05/another_pat_story/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/05/another_pat_story/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 17:57:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[آکادمیا]]></category>
		<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[sfu]]></category>
		<category><![CDATA[ubc]]></category>
		<category><![CDATA[مت]]></category>
		<category><![CDATA[پت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=751</guid>
		<description><![CDATA[خدمتون بگم که بالاخره ۲-۳ روز پیش، این تز ما نوشته و با سلام و صلوات تقدیم کمیته‌ی داوران شد. این داستان دفاع ما داشت تبدیل به یکی این داستان‌های جکی می‌شد که برای بقیه تجربه است و برای خودمون خاطره!! باور ندارید؟ بزارید فقط یک چشمه از داستان را براتون بگم خودتون می‌گوید جگرمون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خدمتون بگم که بالاخره ۲-۳ روز پیش، این تز ما نوشته و با سلام و صلوات تقدیم کمیته‌ی داوران شد. این داستان دفاع ما داشت تبدیل به یکی این داستان‌های جکی می‌شد که برای بقیه تجربه است و برای خودمون خاطره!! باور ندارید؟ بزارید فقط یک چشمه از داستان را براتون بگم خودتون می‌گوید جگرمون کباب شد، بقیه‌اش را نگو.</p>
<p>قضیه از این قراره که بنده ۱۹ آگوست دفاع می‌کنم و بعد از دفاع اصولا باید اول یک دوش بگیرم تا رنگ قهوه‌ای ناشی از سوال و جواب‌های اعضای کمیته پاک بشود و بعد هم اصلاحات تز را انجام بدهم و تز را بدهم به کتابخانه. بعد هم از ۷ سپتامبر باید کارم را با ۲ تا استاد جدیدم شروع کنم. با خودم گفتم کمی جل بازی بد نیست و بهتره برای خود شیرینی هم که شده، کمی زودتر بهشون یک سری بزنم. به این بندگان خدا ای‌میل زدم که آره من می‌خوام خدمتان شرفیاب بشوم. و اما جواب استاد سخت کوبنده بود و فریاد از نهاد ما در آورد و آسمان را لرزاند.  فکرش را بکنید استاد آدم یادش رفته باشه که به آدم پذیرش داده ! و در جواب بگه که شرمنده و دانشجوی جدید نمی‌خواهم! حالا من نمی‌دونستم که گریه کنم و یا خنده.  البته چند ساعت بعد مشکل حل شد. (ولی  مت می‌گه بعید می‌دونم، این تازه اولشه <img src='http://persian.iampat.net/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> )  ولی خداییش داره جنسمون جور می‌شه تا حالا پت و مت داشتیم، ولی از امروز پت و مت و پنوس</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/05/another_pat_story/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با اینا خستگی مو در می‌کنم*</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/04/so_tired_so_frustrated/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/04/so_tired_so_frustrated/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 23:20:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[ونکور]]></category>
		<category><![CDATA[کوه]]></category>
		<category><![CDATA[cypress]]></category>
		<category><![CDATA[frustrated]]></category>
		<category><![CDATA[north vancouver]]></category>
		<category><![CDATA[tired]]></category>
		<category><![CDATA[toyota yaris 2009]]></category>
		<category><![CDATA[سایپرس]]></category>
		<category><![CDATA[نورت ونکور]]></category>
		<category><![CDATA[نورث ونکور]]></category>
		<category><![CDATA[کوه‌]]></category>
		<category><![CDATA[کوه‌نوردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=698</guid>
		<description><![CDATA[فکرش را بکن یک آدم مثل من چقدر باید اوضاعش خراب بشه! یک هفته است که یک ماشین ۲۰۰۹ صفر کیلومتر زیر پام هست ولی وقت نمی‌کنم که سوار شوم و بزنم به کوه و دشت و صحرا. هر کسی تجربه‌ اش را داشته باشه می‌دونه که ۲-۳ هفته‌ی آخر نوشتن تز چقدر سخت است، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-697 aligncenter" title="cypress" src="http://iampat.keykoja.com/wp-content/uploads/2009/07/cypress.jpg" alt="سایپرس cypress نورت ونکور north vancouver" width="550" height="367" /></p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">فکرش را بکن یک آدم مثل من چقدر باید اوضاعش خراب بشه! یک هفته است که یک ماشین ۲۰۰۹ صفر کیلومتر زیر پام هست ولی وقت نمی‌کنم که سوار شوم و بزنم به کوه و دشت و صحرا.</p>
<p style="text-align: right;">هر کسی تجربه‌ اش را داشته باشه می‌دونه که ۲-۳ هفته‌ی آخر نوشتن تز چقدر سخت است، مدام باید یک متن تکراری را بخوانی، اصلاح کنی، و باید باور کنی که دیگر فرصت زایش مطلب جدیدی را نداری. تازه اوضاع وقتی بدتر می‌شود که هر روز باید بروی ۳۰-۴۰ کیلومتر آن طرفت‌تر دنبال خانه بگردی و با سر درد ناشی از شنیدن قیمت‌ها به خانه برگردی.</p>
<p style="text-align: right;">دیگه فقط با دیدن این عکس‌ها خستگی مو در می‌کنم، اما به خودم قول داده‌ام بعد از دفاع خودم و مت، یک حال اساسی به خودمان بدهیم <img src='http://persian.iampat.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align: right;">* عنوان این پست به صورت کاملا الکی از <a href="http://persian.hedaza.com/?p=1239" target="_blank">اینجا</a> کپی پست شده</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/04/so_tired_so_frustrated/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Call For Paper</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/03/call-for-paper/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/03/call-for-paper/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 May 2009 23:03:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[آکادمیا]]></category>
		<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>
		<category><![CDATA[call for paper]]></category>
		<category><![CDATA[wiki]]></category>
		<category><![CDATA[wikiCFP]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=389</guid>
		<description><![CDATA[دقیقا نمی‌دانم که از چه ترجمه‌ای  می‌توان برای Call For Paper استفاده کرد، شاید «فرآخوان مقاله» بد نباشد. از اسم و کلمه که بگذریم، هر کسی بعد از یک مدت کار آکادمی، می‌تواند چند تایی مقاله چاپ کند، ولی خوب کجا؟ معمولا در هر زمینه‌ی کاری چند تا کنفرانس و ژورنال معروف هست که همه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دقیقا نمی‌دانم که از چه ترجمه‌ای  می‌توان برای Call For Paper استفاده کرد، شاید «فرآخوان مقاله» بد نباشد. از اسم و کلمه که بگذریم، هر کسی بعد از یک مدت کار آکادمی، می‌تواند چند تایی مقاله چاپ کند، ولی خوب کجا؟ معمولا در هر زمینه‌ی کاری چند تا کنفرانس و ژورنال معروف هست که همه آن‌ها را می‌شناسند و ترجیح می‌دهند مقاله‌هایشان را در آن‌ها چاپ و یا ارائه کنند. ولی برای خود من پیش آمده زمان یک کنفرانس بسیار مهم را فراموش کرده‌ام و یا دیر به فکر افتاده‌ام و یا گاهی هم پیش می‌آید که به دنبال یک کنفراس در اطراف محل زندگی‌مان هستیم یا عجله داریم که یک مقاله را هر چه سریع‌تر چاپ کنیم. در همه‌ی این حالات فکر کنم WikiCFP چیز جالب و بدرد بخوری باشد</p>
<p style="text-align: center;"><span class="theme"><a href="http://www.wikicfp.com/" target="_blank"><strong>WikiCFP: a wiki for &#8220;Call For Papers</strong></a><br />
</span></p>
<p><span class="theme">دیگر نکته‌ی خوب این ویکی داشتن فیدهای متنوع است که می‌توانید آن را به ابزار فیدخوانتان اضافه کنید و یک جورهایی به روز باشید<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/03/call-for-paper/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویندوز خیلی خره!</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%87/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 May 2009 23:15:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=345</guid>
		<description><![CDATA[فعلا از روی این متن ۲۰۰ صفحه بنویسید، تا بعدا براتون یک چشمه از شاهکارهای این در نادره‌ی عالم تکنولوژی بگم ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فعلا از روی این متن ۲۰۰ صفحه بنویسید، تا بعدا براتون یک چشمه از شاهکارهای این در نادره‌ی عالم تکنولوژی بگم</p>
<blockquote><p>ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره! ویندوز خیلی خره!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لاتکانه ۱</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%84%d8%a7%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%87-1/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%84%d8%a7%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%87-1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 May 2009 16:49:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[LaTex]]></category>
		<category><![CDATA[تز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=327</guid>
		<description><![CDATA[معمولا کار من با laTex به نوشتن چند صفحه مقاله و یا چند صفحه گزارش محدود می‌شه، ولی خوب مواردی پیش می‌آید که مجبور می‌شوم کمی حرفه‌ای‌تر از یک کاربر عادی کار کنم وگرنه کارم پیش نمی‌رود، مثل حالا که دارم تزم را می‌نویسم . بدیهی‌ه که گوگل بهترین وسیله برای پیدا کردن پاسخ سوال‌هایمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>معمولا کار من با laTex به نوشتن چند صفحه مقاله و یا چند صفحه گزارش محدود می‌شه، ولی خوب مواردی پیش می‌آید که مجبور می‌شوم کمی حرفه‌ای‌تر از یک کاربر عادی کار کنم وگرنه کارم پیش نمی‌رود، مثل حالا که دارم تزم را می‌نویسم . بدیهی‌ه که گوگل بهترین وسیله برای پیدا کردن پاسخ سوال‌هایمان در همچین زمینه‌هایی است، و من هم خوش ندارم که این وبلاگ بشه از اون وبلاگ‌هایی که کارشون ترجمه مطالب کامپیوتریه یا به قولی آی‌تی نویس نیستم و نمی‌خواهم هم باشم. پس هدفتم از نوشتن چنین پست‌هایی بیشتر پوشش دادن به کم دانشی خودم هست، تا در آینده اگر نیازم شد راحت‌تر این مطالب را پیدا کنم و صد البته بتوانم از راهنمایی‌های دوستان واردتر هم استفاده کنم. و اما اصل پست لاتکانه‌ی ۱:</p>
<p>۱- خیلی پیش می‌آید که نیاز می‌شه که تمام رفرنس‌های موجود در یک فایل bibliography را چاپ کنی. من یک کد Matlab نوشته بودم که این از روی این فایل یک فایل laTex درست می‌کرد، ولی تازه یاد گرفتم که چقدر راحت می‌شود با نوشتن یک تکه کد زیر در یک فایل laTex این کار را انجام داد</p>
<pre style="text-align: left;" dir="ltr"><code>\documentstyle{amsart}
\begin{document}
\nocite{*}
\bibliographystyle{amsplain}
\bibliography{mybibliography}
\end{document}
</code></pre>
<p>* به جای mybibliography اسم فایل خودتان را بنویسید</p>
<p>۲- برای مدیریت فایل‌های bibliography همیشه درد سر بوده، و همیشه دلم می‌خواست یک ابزار برای مدیریت مراجعم داشته باشم. به تازگی نرم‌افزار متن باز و مجانی <a href="jabref.sourceforge.net/" target="_blank">JabRef</a> را پیدا کردم که خیلی کار گشاست. این قابلیت جستجوی از روی یک سری منابع آنلاین مانند IEEE و یا Citeseer را هم داره که کلی به من حال داد. چون لینک دانلود مقاله را هم ذخیره می‌کند! فقط اگر می‌توانست از <a href="http://scholar.google.com/" target="_blank">google scholar</a> داده  استخراج کنه دیگر معرکه بود <img src='http://persian.iampat.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> (چند تا عکس از این برنامه <a href="http://jabref.sourceforge.net/screenshots.php" target="_blank">اینجا</a> هست)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/03/%d9%84%d8%a7%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%87-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پت خوش‌شانس</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/03/lucky_pat/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/03/lucky_pat/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 May 2009 08:06:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[شانش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=317</guid>
		<description><![CDATA[آقا شانش که نداریم، فکرش را بکن ایوان فردا پوستم را قلفتی می‌کنه و توش را از کاه پر می‌کنه. آقا ما با کلی امید و آرزو که امشب بنشینیم و کار کنیم، ۲ تا لیوان قهوه جون دار و غلیط با طعم وانیل برای خودمان درست کردیم و نشستیم پای کامپیوتر. ۱۱:۳۰- وصل شدم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا شانش که نداریم، فکرش را بکن ایوان فردا پوستم را قلفتی می‌کنه و توش را از کاه پر می‌کنه. آقا ما با کلی امید و آرزو که امشب بنشینیم و کار کنیم، ۲ تا لیوان قهوه جون دار و غلیط با طعم وانیل برای خودمان درست کردیم و نشستیم پای کامپیوتر.</p>
<p>۱۱:۳۰- وصل شدم به سرور و شروع کردم به کار کردن، ۲ تا لیوان قهوه نوشیده شده و کافئینه که به جای خون توی رگ‌های مغزم جریان داره.</p>
<p>۱۲:۰۱- یک پیغام خطا از جانب WORD بی‌ادب میاد، برنامه‌ matlabی که ۱۰ روزه داره کار می‌کنه و قرار بود حدود ۲-۳ صبح تمام بشود، چند تا پیغام خطا می‌دهد. موقع save کردن فصل دوم تزم، LaTex هم پیغام خطا می‌دهد!! شپلش!!</p>
<p>۱۲:۲۰ کامپیوتر تقریبا از کار افتاد، به صورت remote هم که نمی‌توانم ریستش کنم :(( دوباره login می‌کنم، پیغام می‌ده که حساب کاربری شما باطل شده از استادتون بخواهید که تقاضای تمدیدش را به ما بدهد!!! من باید تا فردا ظهر باید جواب کارهام، مقاله‌ی اصلاح شده و نصف فصل تز را باید آماده کنم.</p>
<p>۱۲:۳۵- غمگین و دلشکسته می‌روم که بخوابم، و بیاد می‌آورم که در رگ‌های مغزم دیگر خونی جریان ندارد، کافئین و فقط کافئین</p>
<p>۱۲:۵۰- خواندن گوگل ریدر تمام می‌شود، همچنان با خواب بیگامه‌ام، پس بروم یک پست بنویسم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/03/lucky_pat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترجمه دستکتاپ من</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 May 2009 22:19:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>
		<category><![CDATA[cartoon]]></category>
		<category><![CDATA[PhDComics]]></category>
		<category><![CDATA[selmaa.wordpress.com]]></category>
		<category><![CDATA[thesis]]></category>
		<category><![CDATA[زیاده عرضی نیست!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=233</guid>
		<description><![CDATA[اون پست دستکتاپ من بود ها، یک ترجمه خوشگل ازش را اینجا ببینید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اون پست <a href="http://iampat.keykoja.com/1388/02/%D8%AF%D8%B3%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D9%86/" target="_blank">دستکتاپ من</a> بود ها، یک ترجمه خوشگل ازش را <a href="http://selmaa.wordpress.com/2009/05/09/desktop/" target="_blank">اینجا</a> ببینید <img src='http://persian.iampat.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دسکتاپ من</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%af%d8%b3%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%af%d8%b3%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 May 2009 17:12:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>
		<category><![CDATA[thesis]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=181</guid>
		<description><![CDATA[گفته بودم که شروع به نوشتن تزم کردم؟ امروز این کارتون  PhD comics را دیدم. یک نگاه بسندازید، بعد هم یک نگاه به دسکتاپ من بکنید و این هم دستکتاپ من در آزمایشگاه‌مان شبابهتش بی‌نظیره، فقط اون یاهو مسنجر را فراموش کرده]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گفته بودم که شروع به نوشتن تزم کردم؟ امروز این کارتون  <a href="http://www.phdcomics.com/comics.php?f=1168" target="_blank">PhD comics</a> را دیدم. یک نگاه بسندازید، بعد هم یک نگاه به دسکتاپ من بکنید</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.phdcomics.com/comics.php?f=1168"><img class="aligncenter size-full wp-image-183" title="phd050409s" src="http://iampat.keykoja.com/wp-content/uploads/2009/05/phd050409s.gif" alt="phd050409s" width="480" height="360" /></a></p>
<p>و این هم دستکتاپ من در آزمایشگاه‌مان</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-185" title="alidesk" src="http://iampat.keykoja.com/wp-content/uploads/2009/05/alidesk.jpg" alt="alidesk" width="480" height="288" /></p>
<p>شبابهتش بی‌نظیره، فقط اون یاهو مسنجر را فراموش کرده <img src='http://persian.iampat.net/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/02/%d8%af%d8%b3%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تز می‎نویسیم</title>
		<link>http://persian.iampat.net/1388/01/i-just-started-writing-my-thesis/</link>
		<comments>http://persian.iampat.net/1388/01/i-just-started-writing-my-thesis/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 21:56:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پت</dc:creator>
				<category><![CDATA[تز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iampat.keykoja.com/?p=67</guid>
		<description><![CDATA[بله دیگه، بالاخره فصل آخر زندگی من هم در دانشگاه مکرمه SFU شروع شد. قرار شد که برای اوایل آگوست دفاع کنم. فعلا برای شروع کار، فایل‌های قالب تز SFU را برای Latex دانلود کردم و چند دقیقه قبل هم برای اولین بار کامپالشون کردم. راستی، همین ۴-۵ سال پیش بود که به برکت استاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بله دیگه، بالاخره فصل آخر زندگی من هم در دانشگاه مکرمه SFU شروع شد. قرار شد که برای اوایل آگوست دفاع کنم. فعلا برای شروع کار، فایل‌های قالب تز SFU را برای Latex دانلود کردم و چند دقیقه قبل هم برای اولین بار کامپالشون کردم.</p>
<p>راستی، همین ۴-۵ سال پیش بود که به برکت <a href="http://sharif.edu/~skasaei/" target="_blank">استاد راهنمای سابقم</a> و دوست نازنینم <a href="kamangir.net/" target="_blank">آرش</a>، Latex را یاد گرفتم. هر چی فکر می‌کنم می‌بینم، اگر Latex و یا اون ۲ عزیز نبودند، من شلخته‌یٍ حشل پشول هیچ جوری از پس نوشتن تز با اون همه ادا و اصول برنمی‌آمدم. واقعا دستشون درد نکنه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persian.iampat.net/1388/01/i-just-started-writing-my-thesis/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
